دل زود باورم را به کرشمهای ربودی

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودی
چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی

به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما
من و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۱۰)

مسکین منمانجا که رویای چشمانت راشب با خود به رختخواب میبرمصب...

اینبار اگر شکستمقصه فقط از پای فتادن یک مرد نیستافسانه در هم...

‌ ‌صبح امروز کسی گفت به من :تو چقدر تنهاییگفتمش در پاسخ :تو ...

#زندانمنم ان زندانبانکه باز گذاشت دربها راشاید فرار کند خیال...

ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال توهوش و روان بی‌دلان سوختهٔ ج...

دوباره شب است وهجوم تلخ بی ڪسیآغاز دلتنڪَی واژه هایی پژمردهو...

✿ ✿ ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود، بیا غمت از خاک درت بیشترم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط