تو همون بغض گلویی

تو همون بغض گلویی
♠️♠️

که حالا سلطان دردم
♠️♠️

شادی رو ازم گرفتی
♠️♠️

من هنوز همون یه شمعم
♠️♠️

که شاید اشک خجالت
♠️♠️

خیری از دنیا ندیدم
♠️♠️

نه فقط از تو و چشمات
♠️♠️

چشم تو عشقو ببینه
♠️♠️

به خدا به صبر ایوب
♠️♠️

بعد تو سلطان دردم
♠️♠️

گریه کن که رو به مرگم
♠️♠️

طعنه زد کاسه صبرم
♠️♠️

که دور چشات بگردم
♠️♠️

دعا کن شاید بمیرم
♠️♠️

دعا کن که بمیرم
♠️♠️

حلالت کردم که شاید
♠️♠️

گریه کن به حال من که
♠️♠️

……………………………………………
دیدگاه ها (۴)

سکـوت کردم که غـــرورم نشکند... غرورم نشکست...!دلم نابــــود...

باید مغرور بود دور از دسترس !باید مبهم بود و سر سنڪَیڹ !!خاڪ...

افسوس که عمری پی اغیار دویدیماز یار بماندیم و به مقصد نرسیدی...

دَِوَِرَِاَِهَِیَِهَِ سَِخَِتَِیَِهَِ.......َِوَِقَِتَِیَِ ن...

Chapter ⁷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط