ویو نامجون

ویو نامجون:
ات لباساشو جمع کرد و داشت می‌رفت که یونا آمد داشتم از پله ها پایین میومدم که یونا نزدیک ات شدو یه چیزی توی گوشش گفت که ات جوابشو داد و رفت بعدش ات سریع از خونه خارج شد و سوار ماشین شد منم بدون توجهی به یونا از کنارش رد شدم و رفتم دنبال ات سوار ماشین شدم و دنبالش میرفتم که یه ماشین بهش خورد و در رفت من سریع رفتم نزدیک اونجا و اتو بیرون کشیدم بعد از فاصله نچندان دورمون ماشین آتیش گرفت(سکانس هندی) مردم دورمون جمع شدم و با آمبولانس به سمت بیمارستان رفتیم تو همین حین هم جین رسیدو سریع کارا رو کرد که خیالم راحت باشه بهش گفتم که پیدا کنه باعث و بانی این کارو اونم همون موقع وارد عمل شد
ات توی اوضاع خوبی نبود ما بردیمش بیمارستان اونو بردن تو اتاق عمل حدود ۶ساعت تو اتاق بود که دکتر آمد بیرون
نامجون:دکتر حالشون چطوره..؟
دکتر:عمل موفقیت آمیز بوده اما اینکه بهوش بیاد و ما نمی‌دونیم
نامجون:ات باید زنده بمونه
دکتر :
دیدگاه ها (۱۰)

ویو نامجونمنم همراه ات از خونه زدم بیرون تا موضوع رو بهفمم ک...

یه سال بزرگتر شدی کوچولوم تولدت مبارکککک✨❤️https://wisgoon.c...

نامجون:مگه بهت نگفتم بهش ناهار بده هااااا.(با داد)اجوما:به خ...

ویو نامجوناز خواب بیدار شدم .رفتم دستشویی کارای لازمو انجام ...

خیانت

ارباب مرگبار من : پارت ۱۱

جیمین فیک زندگی پارت ۶۱#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط