تقویم را

تقویم را
معطل پاییز کرده است
در من
مرور باغِ همیشه بهارِ تو ...

حسین منزوی
دیدگاه ها (۳)

برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته از جلو پات جمع میکنه ب...

روسری سرخ توست در مسیر باد می رود به باد می رود یا دل رمیده ...

آنکه می گفت: منم بهر تو غم خوارترین چه دل آزار ترین شد چه دل...

دست های تو تصمیم بود باید می گرفتمُ دور می شدم ... شمس لنگر...

غیر از این ها تو بگو ناز کشیدن بلدی؟✍️حسین منزوی

از بهار تقویم میماند ....و از من استخوان هایی که تو را دوست ...

از بهار، تقویم می ماند و از من استخوان هایی که تو را دوست دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط