پاییز را گفتهاند فصل عاشقهاست لابد برای اینکه هوایش جا

پاییز را گفته‌اند فصل عاشق‌هاست. لابد برای اینکه هوایش جان می‌دهد برای اینکه زیر باران و روی برگ‌های خشکش راه بروی. لابد برای اینکه رنگ دارد. زرد است. قرمز است. سبز است گاهی حتی. لابد برای اینکه ابری است، دلگیر است. از آن دلگیری‌های خوب.
.
ولی اشتباه می‌کنند. عشق، زمان ندارد. می‌شود در فروردین عاشق مردی شد که پیراهن نویش را با کفش رسمی‌اش ست کرده.
می‌شود در اردیبهشت و هوای دل انگیزش عاشقش بشوی .
می‌شود در خرداد پرحادثه، دچار اتفاق شد .مردی را دوست داشت که سبز است مثل جنگل‌های شمال .
.
ولی اشتباه می‌کنند. عشق زمان ندارد. می‌شود تابستان تیرماه، هرم نفس‌ها را با تنی داغ به اشتراک گذاشت.
می‌شود وسط مرداد،او را مثل  آفتاب دوست داشت فقط اگر قول بدهد تا دنیا دنیاست بتابد.
می‌شود در شهریور ماه، «تابستون‌ کوتاهه» خواند با مردی و «دریای آبی» را دید «توی چشم‌های قهوه ای»ش.
.
بله. می‌شود در مهر هم به یاد یکی از عشق‌های تینیجری افتاد. از همان‌ها که دم مدرسه دخترانه آغاز می‌شد.
می‌شود در آبان عاشق مردی شد و فهمید «باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/در باغ لاله روید و در شوره‌زار خس» یعنی چه.
می‌شود در آذر ماه عاشق شد و دعا دعا کرد که زودتر زمستان بیاید و سرد شود و دلت آغوش بخواهد و ...
.
ولی اشتباه می‌کنند. عشق، زمان ندارد. می‌شود وسط دی ماه، عاشق مردی شد که ترکیب پالتو و بوتش معرکه‌ترین قاب ذهنت شده.
می‌شود ۲۲ بهمن مردی را دوست داشت که با تیپ گشت ارشادی آمده تظاهرات.
می‌شود در آخرین روزهای اسفند مردی را پسندبد که در هول و ولای شب عید با پلاستیک‌های خریدش، در پاساژ شانزه‌لیزه دنبال لباس «خوشگل اسپرت» برای عیدش می‌گردد.
.
ولی اشتباه می‌کنند. عشق زمان ندارد. روز اول با روز آخر ماه چه فرقی دارد وقتی کف دستت عرق کند و قلبت به تپش بیفتد. صبح با شب چه فرقی دارد وقتی قرار است خوابت نبرد و فقط به «او» فکر کنی. امسال با پارسال، چه فرقی دارد وقتی هر سال، می‌خواهی برایش بمیری.
.
نه. فقط پاییز فصل عاشق‌ها نیست. پاییز یکی از فصل‌های عاشق‌هاست. یکی از فصل‌هایی که می‌توانی دلت را خوش کنی که درخت‌ها هم مثل تو پژمرده شدند و آسمان هم مثل تو گریه می‌کند. وگرنه پاییز با زمستان، زمستان با بهار، بهار با تابستان و تابستان با پاییز چه فرقی دارد، وقتی تو هر ثانیه دوستش داری و هر لحظه بیشتر.
 

پ.ن:وصال و ترس دل کندن، فراغ و داغ و جان‌کندن
نمیدانم که تقدیر دلم آن است یا این است..
#از_من_به_همسرم
دیدگاه ها (۵۷)

دوست داشتن وظیفه است؟ هرگز. کدام کار الزامی در جهان ربطی به ...

خودت رو تنها با بدیهات به یاد نیار، اما بدیهات رو به یاد بسپ...

بیا دیوانگی کنیم .. بیا روی جدول‌‌های طالقانی تا ته ته خیام ...

تو شمالی. سرت جنگل‌های جاده آستارا. دستانت تا طالش. تا اسالم...

میشه لطفا فالو کنید...

انیمه کارگزاران چهار فصل: رقص بهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط