پارت : 50

پارت : 50



بارام ویو :



از اشپز خونه رفتم بیرون و بدونه اینکه به اونا نگاه کنم رفتم داخله اتاقم

رفتم و گوشیمو برداشتم و رفتم داخله پیجم

که دیدم همه فالوورام اومدن داخله پیویم و میگن که پارت بعدو بزار حتا بعضیا اومدن گفتن پارت بعدو بزار وگرنه انفالو میکنم 🗿

وایییی این چند وقت انقدر سرم شلوغ بوده که نتونستم براشون پارت بزارم

اممم خببب من یه نویسنده ام

و داخله پیجم رومان مینویسم

و این چند وقت فالوورای بدبختم داخله خماری موندن

بزار الان 4 پارت براشون میزارم

اول رفتم یه پست گذاشتم و ازشون معذرت خواهی کردم

و بعدش رفتم اون 4 تا پارتی که از قبل نوشته بودم رو براشون گذاشتم


فقط امیدوارم که پارم نکنن


گوشی رو گذاشتم کنار دیدم دره اتاق باز شد و اجوما اومد داخل و سینیه صبحانه رو گذاشت روی عسلیه کناره تختم



اجوما : خب دخترم بیا اینم صبحانت باید تا اخر بخوریشون



بارام : مرسی اجوما ولی اجوشی مگه نگفت خودش میاد؟



اجوما : خب مین هو ( اجوشی) گفتش که کار داره و من صبحانتو برات بیارم



بارام : مرسی اجوما



اجوما : خب دیگه دخترم زود صبحانتو بخور



بارام : باشه



( اجوما از اتاق رفت بیرون و من شروع کردم به خوردنه صبحانم



یه زره از شیر رو خوردم که حالم بد شد)
دیدگاه ها (۲۲)

همسر غیره منتظره

اتاق هفتمپارت اولوقتی پامون گذاشتیم توی خونه یه حس عجیبی داش...

پارت ۳

THE DARK SHADOWS

عشق خیانت انتقام

پارت ۲

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

رمان تو خود منی

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط