هر روز

هر روز
به دار می آویزند مرا
خاطراتی که از تو دستور می گیرند!
خاطراتی که مُدام
صندلی را از زیر پایم می کشند!
اما نمی دانند که من
نمی میرم!
نمی میرم!
فقط در هوای تو
معلّق می مانم .
دیدگاه ها (۱)

شاعر که باشیتنت شیشه ای میشودخوشحالی ات را همه میبینندعشقت ر...

اینبار اگر شکستمقصه فقط از پای فتادن یک مرد نیستافسانه در هم...

سخت است کــه باشــی و بخواهم کــه نباشــی این سخت ترین ، تلخ...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

اگر تو نبودینمی‌دانم هر روز برای چه کسی می‌نوشتم !هر جلوه ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط