زمانی که از مادر متولد شدم صدایی به گوشم طنین انداخت...

زمانی که از مادر متولد شدم صدایی به گوشم طنین انداخت...
گفتم کیستی???
گفت غم...
فک کردم که غم عروسکی خواهد بود که بعدها با او بازی خواهم کرد...
وقتی به جوانی رسیدم دیدم عروسکی هستم در دست غم.....
دیدگاه ها (۵)

P¹⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

بعد...منم پیشش خوابیدم و اونو مهکم بغل کردم من نمیتونستم بخو...

Part²³کوک اومد بغلم کرد و موهامو ناز کرد(عکس بغلو میزارم)کوک...

پارت چهارم نماد مرگ

اقا بر خلاف میلم مدرسه دیروز باحال بود زنگ سوم ورزش داشتیم ب...

#ارباب‌سنگدل #پارت_21کوک با صدایی سرد گفت : بیا اینجا همین...

وقتی عموت بود

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط