از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام !!
بی هوایت کنج پستوهای غم یخ بسته ام !

بی تو بیتابی دراین برزخ به جانم خمیه زد
من هنوز این بغض را ازرفتنت نشکسته ام

با خیالت روزها را بی صدا سر می کنم !
بی تو دارم بی کسی راتازه باور می کنم

از کلامم هرکسی شیدایی ام را خوانده است !!
یاد چشمانت مرا از هرنگاهی رانده است

ساعتم از تیک و تاکش،با نبودت ایستاد !!
برگ تقویم در آن روزی که رفتی مانده است !!

کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود!!
کاش در تقدیر ما دوری و دل تنگی نبود
..........
دیدگاه ها (۵)

من اگر ساز کنم حاضری آواز کنی ؟غزلی خوانی وچون نغمه ی دل باز...

تو مالک تمام احساسم هستیتمام عشقمتمام احساس ناب دست نخورده ا...

پوشانده ام چشـم هـایم راتا اشڪ هاے عــذابو دلتـنـگـــے امرا ...

باز هم نصف شب و تاب و تبی تکراری دلبرم !.... همنفسم ، ....!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط