من ماهت میشم تو خورشیدم 🙃🤍🐾

من ماهت میشم تو خورشیدم 🙃🤍🐾
پارت۳۹
دیانا:رضا پانیذ حالش خوبه؟
رضا:نه میدونی چیه موقعی که بغلت کردم هست احتمال داره پانیذ دیده باشه حالا نمیدونم چیکار کنم
دیانا:اوه اوه اوه واویلا
رضا:هوففف ۸
دکتر:همراه آقای کاشی کجاست
دیانا:بله بله منم
دکتر:خوشبختانه آقای کاشی بهبود پیدا کردن فقط باید یه روز بمونن تا سلامتیشون رو کاملا به دست بیارن
دکتر بعد حرفش لبخندی زدو رفت
دیانا:دکتر یه لحظه میتونم ببینمش
دکتر:بله بله
دیانا:رفتم داخل اتاق کنارش نشستم هنوز به هوش نیومده بود
رضا:اقای دکتر ببخشید خانوم من میتونه بشینه رو تخت حالش خوبه کاملا بهم گف میشه امروز مرخص بشه آخه هیچ دردی ندارن
دکتر:باید معاینه بشن تا مطمئن باشیم سلامتی‌شون رو کاملا بدست آوردن
رضا:مرسی
دیدگاه ها (۵)

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:2اگر کمی دیگر طول می‌کشید ممکن بود قلب ...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

پارت ۲۴دو روز بعد رونا(خدمتکار ):بفرمایید غذاتون یونا:نمیخور...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط