اینجا من و داداشم رفتیم بیرون ی دفعه بارون اومد منم گفتم

اینجا من و داداشم رفتیم بیرون ی دفعه بارون اومد منم گفتم صبرکن ی عکس ازت بگیرم یادگاری که الان هم درخدمت شما هستم.. گفتم شما هم ببینین یکم ذوق کنید...وااالا
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۱داشتیم حرف می‌زدیم که ...داشتیم حرف می‌زدیم که دیدم ل...

هایکیو پارت ۳ نمد اسم سناریو رو چی بزارم

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part38اومد جلو و بقلم کرد ولی پس زدمشسعید:چرا...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

رئیس دوست داشتنی من پارت سومصبح بود من با صدای آلارام گوشیم ...

وای بچه ها ی اتفاقی برام افتاده که واقعا نمیدونم چی بگم باور...

فقط یه دوست معمولی پارت2صبح زود که پاشدم یه زنگ به مینا زدم ...

#عشق در نگاه او part 2خلاصه بعد چند دقیقه سوزا اومد و بهم زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط