ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو

ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو

می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی اواز دارد چشم تو

کار حیرت اوری در چشمهایت دیده ام
دختر پیغمبری؟ اعجاز دارد چشم تو

در نگاهت خوانده ام اشعار نغز "خواجه" را
جلوه های گلشن شیراز دارد چشم تو

پشت چشمان سیاهت روشنی خوابیده است
یک چمن،یک باغ چشم انداز دار چشم تو

می برد عطر نگاهت عقل و هوشم را،مگر
شیشه ی عطر غزل را باز دارد چشم تو...
دیدگاه ها (۴)

ما که رقصیدیم به هر سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخردل...

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستمگرچه میدانم که عمری در غریبی ز...

می خواهمت از قصّه ی عشقِ "مسیحا" بیشتراز "مریم" قدّیسه در ان...

ای مرا آزرده از خود، گر پشیمانی بیانغمه های ناموافق گر نمی خ...

صبح باور عشق است در لبخند آسمانی تو وقتی چشم هایت را باز میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط