زن چهل و چهار ساله ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود، یک ر

زن چهل و چهار ساله ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود، یک روز بعد از ظهر هنگام دعوا با همسرش کنترل از دستش خارج شد و ظرف ها را به سمت دیوار پرت کرد

وقتی دو روز بعد از این ماجرا به من مراجعه کرد به نظر می رسید شدیداً افسرده است و احساس گناه می کند. می خواستم به او دلداری بدهم و گفتم اینکه آدم گاهی کنترلش را از دست بدهد فاجعه نیست. ولی حرف مرا قطع کرد و گفت: «نه من احساس گناه نمی کنم، ولی پشیمانم که چرا تا چهل و چهار سالگی صبر کردم تا احساسات واقعی ام را نشان دهم».

[اروین دی

❤ ️
دیدگاه ها (۱)

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

🖤🌙 ماه سیاه | Black Moonقسمت اول: «من و هم‌اتاقی خون‌آشامم»ت...

سلام و احترام 🌹آدم‌های بزرگ قامتشان بلندتر نیست! خانه‌شان بز...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

زن چهل و چهار ساله ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود، یک روز ...

‼ ️زن چهل و چهار ساله ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود، یک ر...

زن چهل‌وچهارساله‌ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود ، یک روز ب...

کتاب بخوانیم

#دکتر_سعیدرضا مهرپور؛ خطاب با همسر مرحومشون؛ دکتر مریم غریب‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط