سازم بشکست آخر از آهنگ صدایت

سازم بشکست آخر از آهنگ صدایت
ای دوست کجایی که دلم کرده هوایت

دیگر تو چرا وا نکنی پنجره ها را
کز راه هوا بوی گل آید ز سرایت

از کوچه ی ما همچو نسیمی گذری کن
می میرم اگر کم بشود مهر و فایت

چنگم شود آشفته سه تارم بنوازد
وقتی بسرایم غزلی تازه، برایت

بی تابم و یک لحظه ی آرام ندارم
بازآ که بیاویزم از آن زلف، رهایت

حیران شدم ای گل که چرا قدر ندانی
با این همه حسنی که چنین داده خدایت

روزی که عسل، گوشه ی چشمی بنمایی
برخیزم و یکباره کنم جان به فدایت
دیدگاه ها (۱)

دو چشم من تو را در آ سمان گم می کند امشبتو را چون ماه نورانی...

تمام دل خوشی ام شور عاشقانه ی توستدو چشم منتظرم تا همیشه خان...

خسته ام؛اما بخواهی تکیه گاهت میشوم بین تنهایی آدم ها پناهت م...

‌ گفتمت عاشق شدم اما نمی شد باورتگفتمت پیشم بمان گفتی نمانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط