رو کرد بهم

رو کرد بهم...
تو چشام نگاه کرد و گفت...
"دیگه نمیخوامت...برو به همون جهنمی که ازش اومدی..."
یه چیزی گلومو گرفت...انگار که نتونم نفس بکشم...
با اشک بهش نگاه کردم و گفتم...
ی یعنی چی؟؟؟
.
.
.
اون رفت...
ولی من هنوز منتظر اون روزیم که دستامون دوباره بهم گره بخوره...
برام بخندی و منم با لذت نگاهت کنم...
عشق یه همچین چیزیه؟...
دیدگاه ها (۳)

اونایی که یوتیوب دارن بازدید بزنین دیگهههههههههمنتشر شدههههه...

انیمه کیمیاگران بانگو(مثل بانگو خودمون نیس اما شخصیتا همونان...

خوشگل شدین😐😑

[200521]لیدی گاگا در مصاحبه اخیرش از بلک پینک نام برد.سوال :...

پارت ۳ آنا:داشتم با نینا حرف میزدم که یهو یه پسر با موتور او...

خون آشام ماه خونین:

سناریو | وقتی یه شوخی میکنی که حسابی نگرانشون میکنه، در حدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط