من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با منت و خاری پی شبنم نمی گردم
من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم
به تاریکی منم تاریک ، ولی پر نور پر نورم
اگه گلبرگ بی آبم ، به شبنم رو نمی آرم
اگه تشنه تو خورشیدم ، به سایه تن نمی کارم
من اون دردم که هر جایی ، پی مرحم نمی گردم
چه غم دارم اگر دنیا ، به کام من نمی چرخد ؟
من اون عشقم که با هر کس ، سر سفره نمی شینه
من اون شوقم ، که اشکامو بجز محرم ، نمی بینه
اگه من ساقه ی خشکم ، به دریا دل نمی بندم
اگه بارون پر بارم ، به صحرا دل نمی بندم
ولی با منت و خاری پی شبنم نمی گردم
من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم
به تاریکی منم تاریک ، ولی پر نور پر نورم
اگه گلبرگ بی آبم ، به شبنم رو نمی آرم
اگه تشنه تو خورشیدم ، به سایه تن نمی کارم
من اون دردم که هر جایی ، پی مرحم نمی گردم
چه غم دارم اگر دنیا ، به کام من نمی چرخد ؟
من اون عشقم که با هر کس ، سر سفره نمی شینه
من اون شوقم ، که اشکامو بجز محرم ، نمی بینه
اگه من ساقه ی خشکم ، به دریا دل نمی بندم
اگه بارون پر بارم ، به صحرا دل نمی بندم
- ۲.۲k
- ۰۷ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط