پارت

پارت۶
نفرت عشق❤️
رسیدن پارک‌دیدن بچه ها منتظرن اما محراب نیومده بود

ارسلان:سلام

متین:سلام

دیانا:سلام

بقیه بچه ها:سلام

مهدیس:محراب نیومده گف۳۰دقیقه دیگ میام تا اون موقع استراحت کنید

ارسلان :باش

ارسلان: بچه ها اون جا یک کافع هس بریم بشینیم؟

بقیه بچه ها :اره

رفتن تو کافه

متین: نیکا خانوم چیزی نمیخوری؟

نیکا:چرا من یک شیک میخام

ارسلان:منم کاپوچینو

متین: کسی با تو نبود ارسلان😐

بقیه بچه ها:😂😂

ارسلان: متینننننن😒

متین:خا ، بقیه بچه ها چیزی نمیخاین؟

دیانا:من یک اب میخورم

ممد: منم یک کاپوچینو

عسل:منم همون کاپوچینو

معدیس:منم قهوه

متین: حله گارسون یه لحظه بیا

عسل:خوب تو موقعی که که سفارشا اماده میشه یکم حرف بزنیم

ممد:از چی بگیم؟؟؟


ادامه دارد....

🙆‍♀❤️
دیدگاه ها (۲)

رمان 😄💙پارت ۷عسل=مثلا از هم سوال بپرسیم خوب اول من میپرسم مت...

این رمان دوست دارید؟کامت بزارید؟ پارتای دیگشم بزارم؟؟

پارت ۵نفرت عشق:💚💛متین: ارسلان. ارسلانننننننارسلان: هااااا چت...

پارت۴🤍🚶‍♀نفرت عاشقممد: ممنون عسلمحراب: وایستا ببینم شما ها ا...

عاشقم باش پارت ۱۶ ارسلان: چرا این کارو کردی دیانا: چون بابا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط