[خــــودم ] را دوست میدارم
[خــــودم ] را دوست میدارم
همـــه جــا همــراهــم بـــوده است
همــه جــا...
یک بــآر نگفت حاضـــر نیستـــم با تــو بیایــم
آمــد و هیــچ نگفت ،
حــرف نــزد ،
گفتــم و [ او ] شنیــد،
رنجــش دادم و تحمــل کرد،
[خــــودم ] را سخت دوست میــدارم ...!
همـــه جــا همــراهــم بـــوده است
همــه جــا...
یک بــآر نگفت حاضـــر نیستـــم با تــو بیایــم
آمــد و هیــچ نگفت ،
حــرف نــزد ،
گفتــم و [ او ] شنیــد،
رنجــش دادم و تحمــل کرد،
[خــــودم ] را سخت دوست میــدارم ...!
- ۱.۴k
- ۱۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط