part6
part6
صبح با صدای جیغ مامان از خواب بیدار شدم
+سرمهههههه مدرست دیر شد بیدار شو دیگه
-مامان فقط پنج دقیقه دیگه بخوابم؟؟
+نیم ساعته میگی پنج دقیقه ...مدرست دیر شد
دیدم مامان نمیخواد دست از سر کچل بنده برداره ...مجبور شدم بیدار شم
رفتم دستشویی اتاقم تا دست و صورتم رو بشورم....با دیدن قیافم تو اینه یه جیغ بلند کشیدم
مامان :سرمههههه چی شدی؟چرا جیغ میکشی؟؟؟؟
-هیچی مامان چیزیم نیست
دوباره تو ایینه به قیافم نگاه کردم چشمای درشت سبزم حالا پف کرده بود و سفیدی چشمام قرمز بود...
خط چشمم هم پس داده بود و همه ی چشمم رو سیاه کرده بود ....موهامم به هم ریخته بود....شبیه زامبی شده بودم خخخخ
زودی صورتم رو شستم و عملیات....رو هم انجام دادم و سبک شدم خخخخخ
مانتو شلوارمو پوشیدم و موهام رو فرق وسط گرفتم و تو صورتم ریختم....
همون طور که مقنعمو میپوشیدم لقمه نون و پنیرمو از مامانم گرفتم و ازش خداحافظی کردم
زودی کتونی های ال استار مشکیمو پوشیدم و رفتم دنبال یاشا
تا رفتم دم در دیدم یاشا پشت در وایستاده و با عصبانیت داره نگاهم میکنه
-چیه خو؟خواب موندم....
+همیشه همینی بار اولت که نیست ...مثلا امروز سپهر میاد مدرسه ،به جای اینکه صبح زود از خواب بیدار شی ....ده دقیقه تاخیرم داری😡 😡
-خیلی خوب حالا به جای اینکه پاچه ی من بدبخت رو بگیری زودتر بیا بریم...وگرنه سیاری(ناظم مدرسمون)راهمون نمیده
+باشه باو
&&&&&&&&&&&&
چطوره؟؟؟
صبح با صدای جیغ مامان از خواب بیدار شدم
+سرمهههههه مدرست دیر شد بیدار شو دیگه
-مامان فقط پنج دقیقه دیگه بخوابم؟؟
+نیم ساعته میگی پنج دقیقه ...مدرست دیر شد
دیدم مامان نمیخواد دست از سر کچل بنده برداره ...مجبور شدم بیدار شم
رفتم دستشویی اتاقم تا دست و صورتم رو بشورم....با دیدن قیافم تو اینه یه جیغ بلند کشیدم
مامان :سرمههههه چی شدی؟چرا جیغ میکشی؟؟؟؟
-هیچی مامان چیزیم نیست
دوباره تو ایینه به قیافم نگاه کردم چشمای درشت سبزم حالا پف کرده بود و سفیدی چشمام قرمز بود...
خط چشمم هم پس داده بود و همه ی چشمم رو سیاه کرده بود ....موهامم به هم ریخته بود....شبیه زامبی شده بودم خخخخ
زودی صورتم رو شستم و عملیات....رو هم انجام دادم و سبک شدم خخخخخ
مانتو شلوارمو پوشیدم و موهام رو فرق وسط گرفتم و تو صورتم ریختم....
همون طور که مقنعمو میپوشیدم لقمه نون و پنیرمو از مامانم گرفتم و ازش خداحافظی کردم
زودی کتونی های ال استار مشکیمو پوشیدم و رفتم دنبال یاشا
تا رفتم دم در دیدم یاشا پشت در وایستاده و با عصبانیت داره نگاهم میکنه
-چیه خو؟خواب موندم....
+همیشه همینی بار اولت که نیست ...مثلا امروز سپهر میاد مدرسه ،به جای اینکه صبح زود از خواب بیدار شی ....ده دقیقه تاخیرم داری😡 😡
-خیلی خوب حالا به جای اینکه پاچه ی من بدبخت رو بگیری زودتر بیا بریم...وگرنه سیاری(ناظم مدرسمون)راهمون نمیده
+باشه باو
&&&&&&&&&&&&
چطوره؟؟؟
- ۴.۵k
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط