نامَش «پِدَر»است ..

نامَش «پِدَر»است ..
ڪسے ڪہ بودَنَش را تو این روزهاے نبودَش میخواهَم ..

پِدَر حرارَت دستهایت فقط این روزهاے سَردَم را گرم میڪند.. ..

پِدر میگوید تو سایہ بالاے سر هستے من این روزاها سوختَم از گرماے آفتاب ..
ڪجایے سایہ ام ؟؟

پِدَر میگویند تو ستون خانہ هستے ..
من زیر آوار مانده ام .. پس ڪجا ماندی ؟؟

پدَر چطور تَحمل ڪنم ڪسی پدرش راببوسد و من فقط سنگ قبر را ببوسم .. ؟

اخہ من ڪہ آغوشَت،نوازش هاے تو را ندارم من از تو فقط یہ سنگ قبر سرد و بے روح دارم ڪہ رویش با خط درشت نوشته شده است

《پدرم》
روحت شاد پدرم
دیدگاه ها (۵)

vala be khodaaaaaa ^_^

خرررررررِ..:'(

سلام دوستای خلم:"( این.اکانت.تا.فردا.حذف.میشه اگه حرفی زدم ک...

کامنننتتت ..:-)

سایه‌های مافیاپارت : ۲۶ صبح روز بعد...نور خورشید از پنجره‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط