رمان نجاتگر قلب

رمان نجاتگر قلب
part13
.......کی باشن؟
- نمیخوای معرفیم کنی؟(آروم)
+خودت گفتی که زبون
داری:////(آروم)
- چیششش...(آروم)....آآآ....
..سلام من لی سون جو هستم.
+پدر ایشون همون خانومی
هستن که بهتون گفتم می‌خوام
استخدامش کنم.
- حالا میمردی زودتر
میگفتی؟:////(آروم)
@از آشناییتون خوشحالم.
- همچنین.
@خب خانم لی . میتونی از
الان کارتو شروع کنی . قرارداد
چند ساعت دیگه آماده میشه.
- بله.
چانیول ویو:
داشتیم از اتاق رئیس میومدیم
بیرون که.....
@پسرم.....تو اینجا باش . باهات
کار دارم .خانم لی میتونن برن.
+تو برو (آروم)
- باشه پس من رفتم(آروم)....
....آمممم....خیلی ممنون.
سون جو از اتاق رفت بیرون.
@به نظرم زودتر بهش بگو.
+بله؟
@حست رو میگم . زودتر بهش
بگو .
+اما.....شما از کجا فهمیدین؟
@بلاخره من یه پدرم.بعدشم
از صورتت معلومه که دوستش
داری.
+اما.....
@نذار مثل من که مادرت رو زود
از دست دادم ، زود از دستش بدی.
من خیلی مادرت رو دوست داشتم
ولی حیف که وقتی شماها کوچیک
بودین اون مرد.ما کلا 8سال با هم
زندگی کرده بودیم و قبل از اونم
من مادرت رو دوست داشتم ولی
چون دیر اعتراف کردم ، زود از
دستش دادم:&
+حتما انجامش میدم . ولی
بابا من هنوز مطمئن نیستم که
سون جو رو دوست دارم یا نه.
@وقتی مطمئن شدی حتما بهش
بگی ها!
+اوم . باشه .
و از اتاق اومدم بیرون.
(علامت دوست چانیول کانگ سو رانگ√)
√ به به.....مشتاق دیدار رفیق .
چیکار میکنی؟سرت شلوغه؟
+عه به.....آقا.....بلاخره شما رو
دیدیم . من اینا رو باید از تو
بپرسم.
√ دوست دخترم برای یه مدت
اومده خونه ام .
+اهل کجاست؟
√اون از گانگنامه .
+شنیدم دخترای گانگنامی خیلی
خوشگلن .
- اهم.....میشه تمومش کنین....
....چرا همه پسرا این شکلی ان؟
واییی خدا پسرا خیلی......
این داستان ادامه دارد......❤️
دیدگاه ها (۰)

رمان نجاتگر قلبpart14.....هول ان:///√به....چه خانم خوشگلی.اس...

نظرتون رو درباره ام بگین .از رمان های که می‌نویسم خوشتون میا...

رمان نجاتگر قلبpart12.....منو به سمت خودشکشید و من افتادم رو...

رمان نجاتگر قلبpart11.....÷چرا انقدر تعجبمی کنی؟پسره گفت اوپ...

پارت 10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط