نفهمیدی

نفهمیدی...


که برای داشتنت دلم را نه،


عشقم را نه،


رویاهایم را نه ...


برای داشتنت حسی را دادم که


بدون آن دیگر من، آن "من ِ " سابق نیستم ...


حالا یکی هستم مثل بقیه نه ... یکی مثل یخ، سرد


یکی مثل دیوار، بی روح ... یکی مثل خودم اما بی حس !


و این کــُــشنده است، اما نمی کــُـشد !


دلم مالِ تو ،


عشقم مال ِ تو ،


رویاهایم را هم نمی خواهم


اما " من ِ " خودم را پس بده ...


با این من ِ الآن غریبه ام ،


این حس کـُـشنده است اما نمی کـُـشد ..
دیدگاه ها (۱)

ﻭﻗﺘﯽ " ﻣﻬﺮﺑﻮﻧــــــﯽ " ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﻭﺟــــــﻮﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ...." ﻫﯿــــ...

تمام راهها را بسوی جاده ی تنهایی می پویمو در اضطراب گلبوته ه...

... سخت دلتنگم...نه دلتنگ دستانت و نه دلتنگ آغوشتتنها دلتنگ ...

قصه برق نگاهت مثل یک راز نهفته استمثل قصه های مجنون پر حرفها...

سناریو:وقتی بهش میگی تو مثل داداشمی.چان: دستتو محکم میگیره:د...

نیاز دارم یکی بغلم کنه و بهم بگه:«اشکال نداره! تقصیر تو نیست...

پیامی برای دوست صمیمیم و بقیه...سلام بانو های قشنگم❤️‍🔥❤️‍🔥ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط