کاش می شد که عشق را بویید

کاش می شد که عشق را بویید
لب پر خنده ی تو را بوسید

کاش می شد شبی در آغوشت
در گلستان چشم تو خوابید

کاشکی در منتهای چشمانت
می نشستم به انتظار طلوع

یا دستهایم تا سپیده ی صبح
ازلبت بوسه بوسه گل می چید

کاش می شد دوباره در دل شب
یک قدم تا به عرش بالا رفت

کاش می شد که مست شد با تو
عشق را با خدای تو نوشید

یاد تو هر شب از دل تنگم
شعر نو می سراید و اینک

کاش می شد کنار من بودی
چشم من صورت تو را میدید



❤ ️
دیدگاه ها (۶)

@dddelگر یار زند بردف و صد غصه براندمن نیز غزل گویم و تا یار...

شعر از دفتر شعرم چکید🌸 تا که چشمم قد وبالای تو دید🌸 هرچه دل ...

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ماای درشکسته جام ما ای ...

❣ ای عشق اگر جان طلبی جان به تو بخشماز جان چه عزیز است بگو آ...

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ جانانم❤🌹من که هر شب با خیالت عمر ...

🌱🍒پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفری...

عاشقانه های شبنم برابهترین مادر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط