ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟
✨پارت۱۰✨

_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒________________

با ورودِ پدرِ آت (_)، اسلحه‌ها به سمتِ همدیگه نشانه رفتند. پدرِ آت با چشم‌های طوسیِ کشیده‌اش که حالا پر از نگرانی برای دخترش بود، فریاد زد: «آت! بیا اینطرف!»

اما آت وسط سالن خشکش زده بود. او حالا حقیقت رو فهمیده بود؛ اینکه پدرِ جونگ‌کوک قاتلِ مادرش بوده. تنفری عمیق و تازه در وجودِ آت جوانه زد، اما وقتی به جونگ‌کوک نگاه کرد که چطور خودش رو سپرِ او کرده تا تیری بهش نخوره، دلش لرزید.

جونگ‌کوک رو به پدرش فریاد زد: «بازی تمومه! تو دیگه نمی‌تونی کسی رو از من بگیری.»

با کمکِ تهیونگ و نقشه‌ی سریعی که کشیده بود، نیروهای پدرِ جونگ‌کوک محاصره شدند. پدرِ جونگ‌کوک که متوجه شد امپراطوری‌اش به دستِ پسرهای خودش فرو ریخته، اسلحه‌اش رو پایین آورد، اما چشمانش همچنان مثل سنگ، بی‌احساس بود.

چند ماه بعد…

پدرِ جونگ‌کوک پشتِ میله‌های زندان بود و امپراطوریِ مافیاییِ او از هم پاشیده بود.

جونگ‌کوک و آت روی صخره‌ای رو به اقیانوس ایستاده بودند. باد لابلای موهای آت می‌پیچید.
آت رو به جونگ‌کوک کرد و پرسید: «فکر می‌کنی… همیشه تنفر توی قلبِ ما باقی می‌مونه؟ نسبت به کاری که پدرت کرد؟»

جونگ‌کوک به چشم‌های طوسی و نقره‌ایِ آت نگاه کرد. دستش رو جلو برد و با ملایمت روی گونه‌ی او گذاشت. اون نگاهِ سرد و خشکِ همیشگی‌اش، حالا پر از گرمای عجیبی بود.

جونگ‌کوک آروم گفت: «تنفر مثل تاریکیه، آت. اما تا وقتی که نوری مثل تو توی زندگیِ من باشه، تاریکی بالاخره می‌ره. تنفر همیشگی نیست… عشق قوی‌تره.»

آن‌ها در کنارِ هم، امواجِ اقیانوس نگاه کردند؛ جایی که گذشته‌ی تلخشان بالاخره در آب‌ها غرق شده بود و آینده‌ای تازه شروع می‌شد.

✨ پایان ✨
عجیب پایانی حال کردین؟🌜🌜
دیدگاه ها (۰)

🌛🌛لایک و بازنشانی یادتون نره سیسی ها🌜🌜

اسم فیک: ددی مافیاتعداد پارت:۱۰شخصیت ها:جیمین و ایلاژانر: عا...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت هشتم | انتخابات چشم‌هایش را باز کرد.دست‌هایش بسته نبودن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط