به خاطر سنگی که تو غذام بود

به خاطر سنگی که تو غذام بود

دندانم شکست .....

گریه کردم ...!!! نه به خاطر درد دندانم

برای کم سویی چشمان

مادرم
دیدگاه ها (۴)

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی با قلم نقش حبابی بر لب دریا...

دنیا ، به شایستگی هایت پاسخ می دهد نه به آرزوهایت پس ، شایس...

ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم، ولی به دنبال لذت بردن می گ...

مشت می کوبم بر در پنجه می سایم بر پنجره ها من دچار خفقانم خف...

عاشقانه های شبنم تقدیم زندگیم

گاهی آدم‌ به خاطر عبور از مرحله‌ای چنان درد می‌کشد و تغییر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط