این چیست که چون دلهره افتاده به جانم

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم

حال همه خوب است، من اما نگرانم

 

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر

مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

 

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است

صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم؟

 

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت

اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

 

از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟

بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

 

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران

آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم

 

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

ای صورت پهلو به تبدل زده! ای رنگمن با تو به دل یکدله کردن، ت...

تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده استزندگی در دوستی با مرگ عا...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کن که وقت عشق...

به شهر رنگ ها رفتیم گفتی زرد نامرد استاگر رنگی تو را در خویش...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم؟حال همه خوب است، من امّ...

پارت 117

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط