من از قبل “باخته” بودم

من از قبل “باخته” بودم
“مچ انداختن”
بهانه ای بود؛
برای گرفتن دوباره ی “دست تو”
دیدگاه ها (۳)

بهانه هم اگر می گیری ... بهانه ی مرا بگیر ! من تمام خواستن...

"ع ش ق" واژه ی غریبیست عشق... لحظه ای آبادت می سازد، لحظ...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

اینم دوباره گذاشتم چون دفعه ی قبل تو تاریکی گرفته بودم بد در...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

و چای دغدغه‌یِ عاشقانه‌یِ خوبی‌ست..برای‌ِ با ' تو ' نشستن، ب...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

.. برای من باشبهانه ی زنده ماندنم که تو باشیهیچ چیز نمی توان...

"بهانه ای برای ادامه دادن به زندگی"

شهدا

‌تو از قبیله ی عشقیمن از تبارِ سرودمبرای "وصفِ تو" پابند ِ س...

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط