به کوچه ای وارد میشدم

به کوچه ای وارد میشدم
پیرمردی از ان خارج میشد
پیر مرد گفت:
نرو بن بست است
گوش نکردم و رفتم
بن بست بود
برگشتم
به سر کوچه که رسیدم
پیر شده بودم.
دیدگاه ها (۱)

یه لیوان بردار... پرتش کن.... شکست؟...دیدی...حالا برو ازش مع...

ببخشید اگه "اضافیم...":'(

«نرو»دردناک ترینالتماس جهان است.

PART 4[ویو نارا] برگشتم ببینم پرنسس داره چیکار میکنه، ولی.. ...

جوانه عشق در قلبی سنگی))part:1[ویو ساعت ۷ صبح به وقت کره ]خو...

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط