سناریو
سناریو ...
وقتی عضو هشتمی و همه روت کراشن و یه روز بچه خواهرت خوراکی مورد علاقت رو میخوره و تو هم عین بچه دو ساله افتادی رو زمین داری گریه میکنی
نامی : هی ات پاشو من برات میگیرم
جین : معلوم نیست ما عضو جدید اوردیم یا یه بچه
جیهوپ : سانشاینم گریه نکنننننن برات میخرم ترو خدااااا ( هی ات حد خودتو بدون دل بچم رو نشکونییاااا)
شوگا : هی ... ( اسم بچه خواهرت ) چرا خوراکیش رو خوردییی
ته : ای خداا ات مگه بچه ای ؟
جیمین. : از شدت کیوت بودنت لبخندی میزنه و بغلت میکنه
کوک : حالا فهمیدی که یه نفر شیر موزام رو بخوره چجوری میشممممم 😐
وقتی عضو هشتمی و همه روت کراشن و یه روز بچه خواهرت خوراکی مورد علاقت رو میخوره و تو هم عین بچه دو ساله افتادی رو زمین داری گریه میکنی
نامی : هی ات پاشو من برات میگیرم
جین : معلوم نیست ما عضو جدید اوردیم یا یه بچه
جیهوپ : سانشاینم گریه نکنننننن برات میخرم ترو خدااااا ( هی ات حد خودتو بدون دل بچم رو نشکونییاااا)
شوگا : هی ... ( اسم بچه خواهرت ) چرا خوراکیش رو خوردییی
ته : ای خداا ات مگه بچه ای ؟
جیمین. : از شدت کیوت بودنت لبخندی میزنه و بغلت میکنه
کوک : حالا فهمیدی که یه نفر شیر موزام رو بخوره چجوری میشممممم 😐
- ۵.۹k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط