کاش چون پرتو خورشید بهار

کاش چون پرتو خورشید بهار

سحر از پنجره می تابیدم

از پس پرده لرزان حریر

رنگ چشمان تو را میدیدم ..

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

تنهاییچیزهای زیادیبه انسان می اموزداما تو نروبگذار من نادان ...

همه می دانندمن سال‌هاست چشم به راه کسیسرم به کار کلمات خودم ...

تو بهتر از آنی که برایت قصه بگویم یا شعری بسرایم تا حالا کجا...

من همچناندر صفحه ی دوم شناسنامه امبا لباس سفیدمنتظرت نشسته ا...

‌تو کیستی که ز دستت بهار می‌ریزدبهار در قدمت برگ و بار می‌ری...

به احساس زیبا و دل انگیز تو می اندیشم سالهاست که از چشمان زی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط