وای بچه ها سلام خوبین من از سفر خونه خدا برگشتم خدا میدون

وای بچه ها سلام خوبین من از سفر خونه خدا برگشتم خدا میدونه همه بچه ها رو اونجا یاد کردم رفتم غبار و زنگار از دل و روحم پاک کردم یک احساس سبکی دارم یک سفر و سرزمین عجیبیه که نمی تونم وصفش کنم اونایی که رفتن می فهمن چی می گم هر کی هم که نرفته ایشالا قسمتش بشه بره .هنوز نیومده دلم تنگ شده . این عکس رو تونستم از درب خانه خدا بگیرم . دوستون دارم .
دیدگاه ها (۳۰)

سلام قشنگام. خوبین؟سلامتین؟همه چی خوبه؟بچه ها باید یه چیز به...

‍خلاصه لایو تولد نامجون(pt²):🐨:الان ۳۲ سالمه. وقتی برای اولی...

🐰همه پروژه‌های تولدمون رو دیدم. خیلی ممنونم از همه تون🐰فکر م...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

سناریو جونگکوک

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط