عشق من part 23

عشق من part 23

ویو لیا


خب همچیم که تموم شد حاضر هم شدم

فقط مومده لباس
وای حالا چیکار کنم لباس ندارمممممم


که هیسونگ اومد داخل


_لیا؟؟برات لباس اوردم ببین قشنگه؟؟؟


+عااا...وای چقد خوشگلهههههههههه
عجب سلیقه ای داری نمیدونستممممممممممم




_ما اینیم دیگه



_خب من میرم حاضر شم تو هم زود لباستو بپوشو بیا بیرون



+باشه باشه


هیسونگ رفت بیرون و منم لباسمو پوشیدمو رفتم بیرونو دیدم حاضر شده




+خببببب نمیخای بگی کجا میخوایم بریم؟؟




_اه دختر چقد تو لجبازی اخه




+خیلییییییییییییی




_خب میخوایم بریم ساحل البته قبلش یه رستورانو
کلی جاهای ده ولی اگ خودت جایی رو میخوای بزیم
بم بگو




+عاممممم خب چرا نریم شهر بازی؟؟؟




_باشه اونجا هم میریم


+قول؟؟؟؟



_اره قول



+امروز خیلی مهریون شدیا



_چون قراره یه چیزی بشنوم که کل زندگیمو زیر رو میکنه




+خب اون چیه؟؟؟



_میفهمی




+اه بازم شروع شد
که مامان بابای هیسونگ هم حاضر شده از اتاقشون
اومدن بیرون



/خب بچه ها بریم؟؟؟؟؟




+اره اره منکه خیلی ذوق دارم!!!!!!!





=از همین الان دارم واسه شب ذوق میکنم پسرم





_مامان میشه انقد تابلو نباشی؟؟؟؟



=باشه باشه



اینم پارت ۲۳ دوستان
حمایتتتتتتتتتتت

#enhypen
دیدگاه ها (۲)

forced aside youبه اجبار کنار توpart: 18«بادا» جینا کت جونگک...

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

پارت ۲۶

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

معامله p35جونگ‌کوک با شیطنت دست تهیونگ را گرفت.«بریم؟»تهیونگ...

KIM V

#in_your_eyespart_11۲ویو کایلا از همون اول صبح می‌دونستم امر...

رمان : رفتار سرد

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط