به محض اینکه بیایی بهار میآید

به محض اینکه بیایی بهار می‌آید
و شاخه شاخه گل از لاله‌زار می‌آید

به محض اینکه بیایی پرنده می‌خندد
و گرگ با سگ چوپان کنار می‌آید

به محض اینکه بیایی، برای پابوسی
درخت‌های زیادی به بار می‌آید

پرندگان مهاجر سرود می‌خوانند
و رود خنده‌کنان با سه‌تار می‌آید

چقدر رنگ پراکنده ای تو در اشیاء
که هرچه سیب به رنگ انار می‌آید

به هر کجا که بیایی شراب می‌روید
و دسته دسته سپاه خمار می‌آید

مسیح پشتِ قدومت پیاده، جان بر کف
تو آن نگار که دُل‌دُل سوار می‌آید


مرا سریست پر از آه و آرزو، بشکن
که در مسیر عبورت به کار می‌آید...


#طه‌محتشم
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#یا_مهدی_ادرکنی
#یا_صاحب_الزمان
#یا_مهدی
#او_می_آید
#آفرینش
دیدگاه ها (۱۲)

هر که دارد در سرش یک ذره سودای علیمی‌گذارد پای خود را جای پا...

ميهمانِ خيالم ڪه می‌شوی باد ڪه هيچ ..طوفان هم بيايد ديگر تڪا...

ناگهان آیینه حیران شد،گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد،گما...

همه ي اين ها براي توستتا لبخندي بزنيو من آرام بگيرمساز ِ دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط