صبحم از بردن نام تو چه روحانی شد

صبحم از بردن نام تو چه روحانی شد
آسمان دلم ازعشق تو طوفانی شد
روبه شش‌گوشه تان سجده واجب کردم
لذتی بود دراین سجده که طولانی شد
دیدگاه ها (۱)

درد بے درمان شنیدے ؟حال من یعنے همین ...بے تو بودن درد دارد ...

مگہ چقدر زنده ایم ...دلخوری؟قهری؟حال دلت خوب نیست؟غرور و بزا...

خوشبختی یعنی نوکر شاه بی سر باشی

کبوترم هوایی شدم ببین عجب گدایی شدمدعای مادرم بوده که منم ام...

«ای آرامشِ ناپایدارِ کویرِ عطش!دلم به نامِ تو که می‌رسد، طوف...

ارباب من❤️نشودصبح اگر عرض ارادت نکنم❤️نام زيبای تو را صبحتلا...

🌱🌱🌿✨مادر میگفت؛ قدیما همه چیزساده تربود، و بی‌حساب و کتاب.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط