صبح

صبح


ویو کوک

یک ربع بود بیدار شده بودم و از نتیجه ای که میدیدم پروانه ها دور دیـ.کم میچرخیدن.
بدن پاپی من پر از نقاشی های خودم بود!
نارنجی! قرمز! زرد! قـــهوه ای! بنفش...سرمه ای!
و اما دیکم هنوز تو پاپیم بود؛
خیلی قشنگ و تحریک کننده بود!
میتونم همینجا براش بیام
اروم ازش دراوردم....
ملافه رو دورش پیچیدم رفتم سمت حموم تو اتاق وان رو پر کردم پاپی رو اوردمو روی پای خودم توی وان نشوندم!

ویو ته♡

احساس کردم دارو با درد توی اب فرو میرم
اروم چشممام رو باز کردم دیدم تو بغل ددی هستم!
خیلی خوب بود دلم و ماساژ میداد ..


☆ صبح بخیر پاپی من! تو عالی بودی دیشب! باید به خودت افتخار کنی که منو تو خودت تحمل کردی و در عین حال لذت فردی!: نیشخند سگی کنار لاله گوش ته:

♡سلام:)
تلان داشتی از دیکت تعریف میکردی!
خنده

☆نه در کل عالی بودی

کوک بعد ماساژ منو شست و خودشم شست بردم بیرون لباس تنم کرد و رفتیم پایین........
دیدگاه ها (۱)

ویو کوک رفتیم پایین جیمین سریع دوید بغل ته من کنار ته بودنو ...

بچه هاااااااا یه خبر مهم من کنسرت هارو پیدا کردم ـ! بعد از ا...

اپدیت اینستای بانو

𝐌𝐲 𝐥𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐠𝐢𝐫𝐥 دختر کوچولوی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط