(Start Again)

(Start Again)
Part11
×یوری
÷بله؟
×باید یه چیزی بهت بگم
دلشوره بدی افتاد تو دلم یعنی چی شده
÷چی؟
×خب چند مدته میخوام بگم ولی نتونستم شاید الانم موقعیت خوبی نباشه ولی دیگه نمی‌تونم صبر کنم خب...خب من دوست دارم
رفتم تو شک باورم نمیشد الان چی شنیدم همینجوری با شک بهش نگاه میکردم
×یوری؟ یوری خوبی؟ نباید می‌گفتم متاسفم
میخواست بره که نزاشتم دستش گرفتم
÷نرو هوسوکا راستش منم دوست دارم یعنی چند سالی هست که دوست دارم همینطور داشتم پشت سر هم حرف میزدم که گرمای یه چیزی روی لبام حس کردم ها؟ منو ب.سید؟
(ویو نامجون)
یوری و جیهوپ فرستادم برن منتظر دکتر موندم که بعد یک ساعت اومد سریع رفتم سمتش
ـ دکتر چیشد حالش خوبه؟
د‌ک:حالش خوبه شانس آورده چاقو زیاد عمیق نبوده
ـ می‌تونم ببینمش؟
د‌ک:فعلا بیهوشه میبریمش به بخش دیگه میتونید ببینینش
(پرش به نیم ساعت بعد)
لنارو برده بودن به بخش روی تخت بیمارستان بیهوش بود هنوز بیدار نشده بود همینطور کنارش نشسته بودم که نفهمیدم کی خوابم برد


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نظرتون درمورد فیک چیه؟






#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۰)

سلام قشنگا✨من فیک نامجون تو تلگرامم تموم کردم دیگه میزارم تو...

فالوشه🎀✨@aren2008

(Start Again)Part10نیم ساعتی گذشته بود که لنا اتاق عمل بود ک...

(Start Again)Part9همه درحال کاری بودن عجله داشتن همهمه‌ای بو...

(Start Again)Part3اون؟ جیمین بود و اعضا همه کنارش بودن جیمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط