تو منو دوست داری؟
تو منو دوست داری؟
ادامه پارت ۵
دامیان میخواست انیا بیدار کنه ولی دلش اینو نمی گفت
بکی : ما داریم میریم هر وقت انیا بیدار شد ببرش خونه( لبخند شیطانی)
دامیان: باشههه ( با عصبانیت)
ذهن دامیان: انیا خوابه چقدر نازه .... چی... من الان چی گفتم اون اصلا ناز نیست ( عاشقی دیگه)
انیا از خواب بیدار شد
انیا: بچه ها کجان پسر دوم؟
دامیان : رفتن
انیا : کجا رفتن؟🤔
دامیان : رفتن خونه دیگهههه( با عصبانیت)
انیا : چییی .... یعنی منو تو تنه..ا ایم؟
دامیان: بله جنابالی خواب بودی و همه رفتن ولی نگران نباش میرسونمت...
ممنون که حمایت میکنید💗💗
اصکی❌
گزارش✔
ادامه پارت ۵
دامیان میخواست انیا بیدار کنه ولی دلش اینو نمی گفت
بکی : ما داریم میریم هر وقت انیا بیدار شد ببرش خونه( لبخند شیطانی)
دامیان: باشههه ( با عصبانیت)
ذهن دامیان: انیا خوابه چقدر نازه .... چی... من الان چی گفتم اون اصلا ناز نیست ( عاشقی دیگه)
انیا از خواب بیدار شد
انیا: بچه ها کجان پسر دوم؟
دامیان : رفتن
انیا : کجا رفتن؟🤔
دامیان : رفتن خونه دیگهههه( با عصبانیت)
انیا : چییی .... یعنی منو تو تنه..ا ایم؟
دامیان: بله جنابالی خواب بودی و همه رفتن ولی نگران نباش میرسونمت...
ممنون که حمایت میکنید💗💗
اصکی❌
گزارش✔
- ۶۲۲
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط