خدایا یکی دیدم از تنهایی شکایت میکرد و مردن طلب میکرد نمی

خدایا یکی دیدم از تنهایی شکایت میکرد و مردن طلب میکرد نمیدونه که یکی هست تنهایی ازش شکایت کرده و مردن چیزی تکراری شده براش
دیدگاه ها (۱)

کاش هر موقع میخواییم غرور یکی خورد کنیم یه لحظه تصور کنیم او...

ایه عشق در صورت تو بر من نازل شد ومن همچون پیامبری که سواد ن...

به دوست داشتنت مشغولم همانند سربازی که سالها در سنگری متروک ...

.....

دقت که کردم دیدم هیچی از اتک نزاشتم 😂خودم دلم براش سوخت با ا...

یکی از قشنگترین شکرگزاری هایی که دیدم اینه : خدایا شکرت بابت...

┄┉✿┉┄⇠ جونگکوک کمربند تهیونگ و پوشیده بود که ته قبلا تو یکی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط