نام رمان عشق دوطرفه
نام رمان: عشق دوطرفه
چند پارته✒️
نویسنده: کیم بورام
درخواستی
شخصیت ها: جونگوون، ات
علامت ات ~
علامت جونگوون *
ویو رابی
ات ۱۸ سالشه و جونگوون ۱۹
ویو ات
نمیتونم احساساتمو کنترل کنم انگار واقعا عاشق جونگوون شدم نمیدونم چطور بهش اعتراف کنم اگر بهس اعتراف کنم و دوستم نداشته باشه چی؟ نمیدونم چکار کنم (مثلا گوشیش زنگ خورد) دینگ دینگ
~الو سلام خوبی
*سلام اره خوبم تو خوبی
~اره
*کجایی
~خونه چرا؟
*میای بریم بیرون؟
~بریم کجا؟
*بریم اتاق فرار
~نه حوصله ندارم
*چیه نکنه ترسیدی که نمیای؟
~باشه بابا بیا بریم
*عالیه یه ۱۰ دقیقه دیگه بیا دم در بای
~باشه بای
ویو ات
اماده شدم و رفتم پایین میترسیدم چون از اتاق فرار میترسیدم که یهو جونگوون اومد
*بپر بالا
~باشه
*خب بریم؟
~اره
............
ویو رابی
سوار ماشین شدن و رفتن سمت اتاق فرار الان رسیدن که جونگوون گفت
*خب پیاده شو تا بریم
~باشه بریم......
*سلام اقا دوتا بلیت لطفا
اقاعه: بفرما
*ممنون خب بریم
~باش
*واو چه وایب ترسناکی داره
~اره
*چیه نکنه ترسیدی
~چی منو ترس؟ عمرا
ویو ات
خواستم سرمو برگردونم که یهو.....
ادامه کام بزار
فول کنی فول میکنم
چند پارته✒️
نویسنده: کیم بورام
درخواستی
شخصیت ها: جونگوون، ات
علامت ات ~
علامت جونگوون *
ویو رابی
ات ۱۸ سالشه و جونگوون ۱۹
ویو ات
نمیتونم احساساتمو کنترل کنم انگار واقعا عاشق جونگوون شدم نمیدونم چطور بهش اعتراف کنم اگر بهس اعتراف کنم و دوستم نداشته باشه چی؟ نمیدونم چکار کنم (مثلا گوشیش زنگ خورد) دینگ دینگ
~الو سلام خوبی
*سلام اره خوبم تو خوبی
~اره
*کجایی
~خونه چرا؟
*میای بریم بیرون؟
~بریم کجا؟
*بریم اتاق فرار
~نه حوصله ندارم
*چیه نکنه ترسیدی که نمیای؟
~باشه بابا بیا بریم
*عالیه یه ۱۰ دقیقه دیگه بیا دم در بای
~باشه بای
ویو ات
اماده شدم و رفتم پایین میترسیدم چون از اتاق فرار میترسیدم که یهو جونگوون اومد
*بپر بالا
~باشه
*خب بریم؟
~اره
............
ویو رابی
سوار ماشین شدن و رفتن سمت اتاق فرار الان رسیدن که جونگوون گفت
*خب پیاده شو تا بریم
~باشه بریم......
*سلام اقا دوتا بلیت لطفا
اقاعه: بفرما
*ممنون خب بریم
~باش
*واو چه وایب ترسناکی داره
~اره
*چیه نکنه ترسیدی
~چی منو ترس؟ عمرا
ویو ات
خواستم سرمو برگردونم که یهو.....
ادامه کام بزار
فول کنی فول میکنم
- ۱۲.۶k
- ۰۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط