آهان باشه پس برو بیرون میخوام لباسمو عوض کنم

آهان باشه پس برو بیرون میخوام لباسمو عوض کنم
ات. چشم
رفتم تو آشپز خونه و صبحونه رو میز گذاشتم
بعد دیدم جونگ کوک داره میاد سر میز با لباس خیلی بامزه خوشتیپ خفن
امد سر میز نشست
ات. صبح بخیر ارباب
جونگ کوک. سلام سرد
جونگ کوک داشت صبحونه میخورد که
یک دفعه داد زد
جونگ کوک. اتتتتت داد بنفش ( یاعلی)🤣
ات سریع دوید پیش جونگ کوک گفت
ات. چشده ارباب
جونگ کوک. قهوه ام کو ( سرد)
ات. الان براتون میارم
ویو ات

یک لحضه سکته زدم عجهب عجهب چه جیغی زد


خب خب دیگه بسه تون🤣😅
دیدگاه ها (۰)

لباس جونگ کوک

خب بچه ها بعد از اینکه فیک جونگ کوک تموم شد میریم برای درخوا...

وقتی یک سادیسمی عاشقت شده بود پارت اولسلام من ات هستم ۲۲ سال...

وقتی یک سادیسمی عاشقت شده بودشخصیت ها؛ جونگ کوک ات ( یعنی شم...

part39 عشق پنهان جونگ کوک: ...《چهره ی سرد》ات: ...چرا انقدر س...

وقتی خدمت کار خونشی و....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط