رمان:من ارباب توعم

رمان:من ارباب توعم
ارسلان:دیانا میشه چص نکنی هوففف
دیانا:نخیر نمیشه
ارسلان: هوفف
نیکا: پت مت ول کنین
ارسلان: من میرم یکم دراز بکشم خستمم
نیکا و دیانا همزمان‌:برو
دیانا :نیکا من بدون ارسلان نمیتونم باید برم آشتی :))
نیکا:عاشق من بروو
دیانا:وارد اتاقمون شدم و پریدم بغل ارسلان دستام دور بدنش حلقه زدمم:)))
ارسلان:قربون تو بشم من کوچولو
دیانا:خدانکنههههه
5 ساعت یعد



ار‌سلان :اوووو 5 ساعته خوابیدیم برم دیانا بیدار کنم

ارسلان: دیانا دیانا عزیزم بلند شو بریم خرید

دیانا:اومممم الان بلند میشم

بعد 6 مین

دیانا:خبببب من آمدم آقای کاشی دوننن بریمممم

ارسلان :منم امادم خانوم رحیمی دون بریمممم

سوار ماشین شدیم آهنگ پخش شد:

فقط منم منم کردی
شاید فکر کنی منو ادب کردی
ما جفتمون غلط کردیم
ولی هنو به فکرتم منه ردی....
دیدگاه ها (۰)

#پارت_۵۸#ناشناخته_ی_من_تا_ابد_بمان ارسلان : چرا با بدبخت انق...

رمان: لجبازی پارت: 20

گنا.هکار

جغد کوچولوی من🦉: part: 22. ارسلان: غذا هارو خوردیم. ارسلان: ...

گناهکار

گناهکار. ❥𝓡𝓮𝓭 𝓥𝓮𝓵𝓿𝓮𝓽❦ 𝙥𝙖𝙩:41:

⊱گناهکار ⊰ پارت105

محراب، عععع ارسلان، یعنی کار محمد متین، اره داداش اون جا ییم که دیدین لباس نیکا تنش میکردم واسه این بود که زخم ماشو نشون داد و گریه میکردم، دیگه ارسلان، میفهمیم، محراب، منم زود قضاوت کردم. متین، داد

گناهکار پارت 107⏱️

و برد پایین و گفت ارسلان: من از این به بعد مراقب دیانا هستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط