تورامیخواهم ای عشق تورومیخواهم هرشب

تورامیخواهم ای عشق تورومیخواهم هرشب
تو که باشی غزل‌ها را مهیا می‌کنم هرشب
برایت قافیه در شعرها جا می‌کنم هرشب
کمی با موج‌هایم در غزل‌هایم فرو رفتم
برای ساحل چشمت ، چه غوغا می‌کنم هرشب
برای صخره، ماندن در کنار آب راحت نیسـت
من این وابستگی را با تو دریا می‌کنم هرشب
میان«ماندن»و«بودن»تفاوتهاست، می‌دانی
برای بودنت ، شب را چه تنها می‌کنم هرشب
تو در اعماق این جان و درون هر نفس هستی
درون شیشه‌ی باران، تو را ها می‌کنم هرشب
دیدگاه ها (۹)

نوشتم خانہ ام خالیست از تونوشتے دلبرم طاقت بیاور..نوشتم خالے...

آب چشمم راز دل، یک یک، به مردم، باز گفتعاشقی و مستی و دیوانگ...

گفتم که خرابِ منِ عاشق بشودشاید که چو من عینِ شقایق بشودافسو...

✔️صبح تو پر از سیب تبسم باداخورشید ز رویت متجسم باداایوانِ د...

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

بعد سالها من اومدم با پارت جدید ددستاره ای در میان تاریکی پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط