بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر!

بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر!
که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است، اما … نوشداروست!
چه غم دارم که این زهر تب‌آلود،
تنم را در جدایی می‌گدازد
از آن شادم که در هنگامه‌ی درد،
غمی شیرین دلم را می‌نوازد.
اگر مرگم به نامردی نگیرد:
مرا مهر تو در دل جاودانی‌ست.
وگر عمرم به ناکامی سرآید؛
تو را دارم که مرگم زندگانی‌ست.

(فریدون مشیری)
دیدگاه ها (۲)

بسی گفتند که دل از عشق برگیر!که: نیرنگ است و افسون است و جاد...

زهر شیرینتو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از ...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،   که نامی خوش‌تر از اینت ند...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،   که نامی خوش‌تر از اینت ند...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

#پاییزتو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از ای...

زهر شیرین تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر ...

زهر شیرین تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر ...

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق، که نامی خوش‌تر از اینت ندان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط