در این سراے بی کسی کسی به در نمی زند

در این سراے بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملالِ ما پرنده پر نمی زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

دلِ خرابِ من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند

گذر گهی است پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلاے آشنا به رهگذر نمی زند..!!!

"هوشنگ_ابتهاج"
دیدگاه ها (۱)

ما چون ز درے پاے کشیدیم کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم ، بریدی...

دلخور نباش آینه، آهی هنوز هستاز شب نترس، صورت ماهی هنوز هستگ...

محو انگشتان تو شدمبا مداد رنگیسبز می‌کشی بر برگیکه نشسته بر ...

« شیطون کوچولوی من »(پارتی که نوشته بودم آپلود نشد😭)بعد از آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط