در وادی عشق تو دلم خسته ترین است

‌ در وادی عشق ِ تــو دلم خسته ترین است
وای از دل دیوانه که دل بسته ترین است

رفتن نتــوانم به رهــی گر تو نباشــی
در راه ِ غمت گام ِ من آهسته ترین است

من زخمــی ِ صد دشنه ی آلوده به زهــرم
باکی نبود ... زخــم ِ تو برجسته ترین است

تسلیــم قضا و قدرم در سفــر ِ جان
در مذهب ِ عشق دیده ی من بسته ترین است

در الفت ِ دیــرینه ی غم با من رســوا
پیــوند غم عشق تو ... پــیوسته ترین است..
دیدگاه ها (۱)

افسانه شدم! مرابه خود راهی کنلطفی کن و بر پیکره ام شاهی کنمن...

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﮔﻮﻫﺮ ﺯ ﮐﺎﻧﯽ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺳﺖ<ﻣﺮﻍ ﻋﺸﻖ ﺍﺯ ﺁﺷﻴﺎﻧﯽ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺳﺖﻫﺮﮐﻪ ﺑ...

مرا هزار امید است و هر هزار توییشروع شادی و پایان انتظار توی...

ﺍﯼ ﺳﺎﮐﻦ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﻓﺘﯽﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﻬﺎﻥ ﮔﺸﺘﯽ ﯾﺎ ﺳﻮﯼ ﻫﻮﺍ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط