شکار امروز

شکار امروز:

خب خب امروز رفتم خونه ی ویلیام ظاهرا ایوان از اتاقش میترسیده و می‌گفته که یه هیولا داخل کمدش هست
منم رفتم و دیدم که داره گریه میکنه مثل همیشه که زار میزنه
بعد با مایکل وارد اتاقش شدیم
در کمد رو باز کردیم و داخلش تله گذاشتیم
مایکل جای ایوان روی تخت دراز کشید و پتو رو تا خرتناق کشید بالا که صورتش دیده نشه
و یهو طنابی که باهاش تله گذاشته بودیم کشیده شد
بعد از اینکه در کمد رو باز کردیم فاکسی رو دیدیم
ایوان بد بخت راس میگفت
دیدگاه ها (۶)

بکگراند ست با دوستات بزار

پارت دو

انارد سگگگ پدرسگگگ تخم سگگگ توله سگگگ مادر سگگگگ کل جد و آبا...

چرا بلاکم میکنید خب من گنا دالم

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۶۱ ایزابلا س...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P²³ا/ت:از جئون جونگکوک هیچ...

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟑════‌════‌════‌════‌═آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط