وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود

وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود
با سارِ پشت پنجره جایم عوض شود
هی کار دست من بدهد چشم های تو
هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود
با بیت های سر زده از سمت  ناگهان
حس می کنم که قافیه هایم عوض شود
جای تمام گریه ، غزل های ناگــــــزیر
با قاه قاه  خنده ی بی غم عوض شود
سهراب  شعرهای من از دست می رود
حتی اگر عقیده ی رستم عوض شود
قدری کلافه ام و هوس کرده ام که باز
در بیت های بعد ، ردیفم عوض شود
حـوّای جا گرفته در این فکر رنج  تلخ
انگــار هیچ وقـت به آدم نـمی رسد
تن داده ام به این که بسوزم در آتشت
حالا بهشت هم به جهنم نمی رسد
با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوم !
وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود

الهام دیداریان
دیدگاه ها (۳)

همیشه در دل همدیگریم و دوراز همچقدر خاطره داریم با مرور از ه...

آنقدر از مقابل چشم تو رد شدمتا عاقبت ستاره شناسی بلد شدممنظو...

می پرستم گل چسبیده به موگیرت راگیسوان به کمرگاه سرازیرت رادک...

بااینکه تازه درنفسم پا گرفته ایازمن تمام دغدغه ها را گرفته ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط