میان باید و شاید همیشه درگیر است

میان باید و شاید همیشه درگیر است
کسی که پایِ دلش در حصارِ زنجیر است

نخورده غصه‎ی روزی گدایِ این خانه
که لطفِ صاحبِ خانه بدون تاخیر است

نبرده رنج، چه گنجی به ما عطا کردند
که عاشقِ تو شدن بهترین تقدیر است

به دل وصال تو را وعده داده‎ام عمداً
ظهورت آرزوی هر جوان و هر پیر است

زبان ز شرحِ فراقِ تو قاصرست،آری
حدیث هجر تو را خون دیده تفسیر است

گناه بین من و تو جدایی افکنده
همیشه نامه‎ی من پر ز جرم و تقصیر است

خودت برای ظهور خودت دعایی کن
که ناله‎هایِ دلِ من بدون تاثیر است

نگو که از من آلوده ناامید هستی
برای نوکرِ خوبی شدن دگر دیر است

کسی که در وسط کوچه قد عَلَم کرده
چه شد که گوشه‎ی خانه چنین زمین‎گیر است

چه آمده به سرش بین آن در و دیوار
که در سنین جوانی ز زندگی سیر است

شبیه عاشقِ چشم انتظار می گرییم
به حال مادرتان زار زار می گرییم
دیدگاه ها (۴)

دوستان این وبلاگ رو حتما ببینید 3shanbeh.womenhc.com/

سری که خاک رهت نیست سر نباید گفت جگر که داغ ندارد جگر نباید ...

.

.

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🌸خدای مهربان من🌷مید...

عاشقت نیستم 🥀پارت 40بعد از رقص همه میدوریا و باکوگو رو تشویق...

زندگی دوباره...پارت بیست و چهارم(آخر) ___________________ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط