دیر کردی کم کَمَک پاییز دارد می شود
دیر کردی کم کَمَک پاییز دارد می شود
کاسه ی صبرم دگر لبریز دارد می شود
خش خشِ برگِ درختان زیر پایِ عاشقان
جای جایِ شهر غم،انگیز دارد می شود
صبر ایوبی ندارم تا نشینم انتظار
سد چشمانم خدا سرریز دارد می شود
هر گلی دیدی به پایش آب پاشیدی و من
هی نصیبم یک گلِ جالیز دارد می شود
غصه یک سو لشکرِ غم سوی دیگر آمده
این نبودت جان من چنگیز دارد می شود
سرگشته
کاسه ی صبرم دگر لبریز دارد می شود
خش خشِ برگِ درختان زیر پایِ عاشقان
جای جایِ شهر غم،انگیز دارد می شود
صبر ایوبی ندارم تا نشینم انتظار
سد چشمانم خدا سرریز دارد می شود
هر گلی دیدی به پایش آب پاشیدی و من
هی نصیبم یک گلِ جالیز دارد می شود
غصه یک سو لشکرِ غم سوی دیگر آمده
این نبودت جان من چنگیز دارد می شود
سرگشته
- ۱.۸k
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط