دادم به یاد چشم تو، من لم به تخته سنگ

دادم به یاد چشم تو، من لم به تخته سنگ

لم با خیال چشم تو دادم به تخته سنگ

اینجا کنار ساحل دریا دم غروب

دل می دهند آدم وعالم به تخته سنگ

من سنگواره نیستم و نازنین مرا

چسبانده است عشق تو محکم به تخته سنگ

یک عمر بی قرار که شاید ببینمت

شش روز هفته عاشقم و شنبه تخته سنگ

دارم شبیه رهگذران پشت می کنم

کم کم به خاطرات تو کم کم به تخته سنگ

دریا دم غروب به من تکیه می دهد

تبدیل کرده ای تو مرا هم به تخته سنگ

بر شانه های سنگی من مانده حسرت

یک بار تکیه دادن مریم به تخته سنگ

گفتم که در نبود تو از دست می روم

گفتی برو برو به جهنم !به تخته سنگ؟!
دیدگاه ها (۱)

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزنابتدای یک پریشانیست حرفش را ن...

بی قرارم ، نه قراری که قرارم بشویمن مسافر شوم و سوت قطارم بش...

نذر چشمان تو این دل که اگر ما باهم...که اگر قسمت ما شد تک و ...

بوی سیب می دهد تمام خاطرم برای چیست؟این صدای آشنا که می نواز...

تو مال منی...p5

ص ۴۶بعد از دانشگاه به دنبال پریسا البته با فاصله و خیلی سر ب...

ادامهٔ سناریو (حکایت ادامهٔ ادامهٕ تکپارتیه 🤣)ات ناز کیوت: م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط